خواجه نصير الدين الطوسي

219

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

و اصل مينا ( هم ) سرنج سرخ باشد . و نقرهء مغشوش را خالص « 1 » نتوان كرد ، مگر « 2 » بمشاركت اسرب در كاه و اگر اسرب را در ميان ثفل « 3 » انگور كه ( آن ) معصرهء سركه باشد بكنند « 4 » اسفيداج پديد آيد « 5 » . خاصيّت « 6 » اسرب . اسرب « 7 » سوخته جراحتها را نافع بود « و گوشت عين را « 8 » از جراحت پاك كند . و گوشت نو « 9 » بروياند . و قروح چشم را نافع بود « 10 » » . و مرداسنگ « را خاصّيّت آنست كه « 11 » » جراحات را خشك كند و بوى بغل را اگر به سركه بجوشانند و طلى كنند سود دارد « 12 » . و اگر اسرب تنگ كرده بر غددى « 13 » بندند كه بر اعضا « 14 » باشد ، آن را بگدازد « 15 » . ( و اگر مرداسنگ را بخورند بيم هلاك بود . ) و دود اسرب جملهء حواسّ را مضرّ باشد خاصّه قوّت سمع و بصر را ، ( و ) افلاج « 16 » و رعشه آرد .

--> ( 1 ) - ع : به دو خالص ( 2 ) - ن ، ج ، م : الا ( 3 ) - ج ، ن : تفل ( 4 ) - ع : كنند ( 5 ) - م : بتدريج مىآيد ( 6 ) - م : و خاصيت ( 7 ) - ( اسرب ) دوم تنها در - ع - است ( 8 ) - ( را ) در - م - نيست ( 9 ) - كلمهء ( نو ) هم در - م - نيست ( 10 ) - يك سطر در - ج ، ن - نيست ( 11 ) - تنها در - ع - است ( 12 ) - در - ع - عبارت ( و اگر بخورند بيم هلاكت باشد ) در اينجا آمده و در نسخ ديگر در بعد ذكر شده است ( 13 ) - ع : در غددى ( 14 ) - م : در اعضا ( 15 ) - ع : بگدازاند ( 16 ) - م : و افلاج - نسخ ديگر : افلاج .